دانشجو:
صاحب آرزوهای بر باد رفته، بی خانمان، آس و پاس، کسی که تا صبح بیدار است و تا شب خواب. کسی که سر کلاس فقط چرت می‌زند، ساعتش را نگاه می‌کند و هرازگاهی با خمیازه میگوید: استاد خسته نباشید. کسی که هر ترم فقط 4 واحد پاس می‌کند، آن هم ولولوژی.
جدیدالورود:
تازه نفس. گیج. کسی که به طور متناوب نسبت به آینده امیدوار و ناامید می‌شود. کسی که از استاد راهنمای خود سراغ سالن غذاخوری را می‌گیرد. صفر کیلومتر. کسی که چندان با حل‌المسائل‌ها آشنایی ندارد. کسی که سر همه کلاس‌ها حاضر می‌شود. به دنبال خانه دوست. 
فارغ‌التحصیل:
فسیل، پیر دیر، استخدام رسمی شرکت ایران‌ول، کسی که نسبت به تمامی امراض واکسینه شده. عاقبت به خیر! بر باد رفته. از اینجا رونده، از اونجا مونده. در حسرت اشتغال و ازدواج. کوله‌بار تجربه بر دوش. آینه عبرت پشت‌کنکوری‌ها.
شب امتحان:
شبی که خرج زیراکس دانشجویان بالا می‌رود. شب اول قبر. شب توبه. شب می‌خواهم زنده بمانم. شبی که کاش هرگز صبح نشود. شبی که خواب در آن حرام است. شبی که به اندازه یک ترم می‌ارزد. شبی که همه آرزو می‌کنند در درازی به موی یار ماند و به گیسوی شب یلدا.
پاس:
 لغتی که آرزوی شماست تا پایان‌ترم در مورد تمامی دروس اخذ‌شده‌تان به کار ببرید. رفتاری که در هنگام ثبت نام و فارغ‌التحصیل شدن از مسئولین سر می‌زند. رفتاری که در فوتبال خوب محسوب می‌شود و در ادارات عرف. لغتی که شما را از مشروطی دور می‌کند. کلمه‌ای که از نظر زیبایی‌شناختی با بله عروس قابل مقایسه است.
ده:
عددی منصوب به ناپلئون. گاهی وقتها آرزوی خیلی‌هاست. تقریباً مساوی بیست. عددی که خیلی خیلی بزرگتر از 99/9 می باشد و اصلاً قابل مقایسه نیست. زیباترین عدد برای بسیاری از دانشجویان. عشق دانشجویان شب امتحانی. عدد اشکها و لبخندها.
گربه‌های دانشگاه:
اولین فداییان غذای سلف‌سرویس، موش آزمایشگاهی آشپز، کسی که بیشتر از خیلی از دانشجویان پسر سیبیل دارد، قشر تحصیل‌کرده دانشگاه، کسی که برای ورود به دانشگاه کنکور نداده است. دارنده phd در میان حیوانات.
تقلب:
غلبه بر ترس، تکیه بر باد، فرشته‌ای که سر جلسه امتحان، دانشجو را به بهشت نمره پاسی می‌رساند. چیزی که برایش تمام دستت را فدا می‌کنی، آنچه نیاز لباس به جیب و درز را بیش از پیش گوشزد می‌کند. جربزه‌سنج، پرنده کوچک خوشبختی، وجدان‌سنج مراقبان، معامله پایاپای نمره و آبرو.