شاید تو
شاید تو
تمام غربتم تویی و اشنا نمیشوی
چرا سکوت میکنی ؟ چرا خدا نمیشوی؟
چه میشود غزل و تو چه میشود ترانه من؟
چ فکر احمقانه ای تو باوفا نمیشوی
تو مانده ای و سینه ام و های های گریه ام
چرا جدا عزیز من؟چرا رها نمیشوی؟
اگرچه کفر میکنم گناه ان ب گردنم
خدا ببخش عاشقم...تو هم خدا نمیشوی
دگر تمام میشود هرانچه بود هرانچه هست
فرشته ات نمیشوم ...تو بی ریا نمیشوی...
شعری از دکتر سهیلا چهاردانگی
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17:0 توسط ღمدیر وبلاگღ
|
به نام خداوند فرشتگان